گل ها شکفته اند
باز زمان نغمه سرایی فرا رسیده است
و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگها پنهان هستی
بیرون بیا و بگذار صدای شیرین تو را بشنوم و صورت زیبای تو را ببینم
زیرا اکنون دیگر زمستان به پایان رسیده است
سپیده که سر بزند در این بیشه زار خزان کرده شاید، دوباره گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوییده ایم
پس به نام زندگی هرگز مگو هرگز
نوشته شده به تاریخ اولین روز بهار، آغاز فصل جدید زندگی من
برچسب:
نویسنده: رویا صفری